آخرین نوشته های اعضای باشگاه رازدل


قهوه بیشتر نوشیدنی نسل روشن فکر و در مواردی جزو ادا و اصول به حساب می آید. لااقل من این طور فکر می کنم و به نظرم دور از واقعیت هم نیست. اما قهوه روی دیگری هم دارد. پدربزرگم وقتی به رحمت خدا رفت، وصیت کرده بود در مراسم ختمش، به جای چای، قهوه تعارف کنند. قبل از فوت، اصلا به خاطر ندارم که پدربزرگم درباره قهوه سفارشی کرده باشد و یا اهل قهوه خوردن ادامه مطلب ...
پر باز
همان ابتدای درس علوم اول دبستان، بچه‌ها را با پنج حس انسان آشنا می‌کنند: حس بینایی و شنوایی و چشایی و بویایی و لامسه.از تفریحات این روزهای دوقلوها، شوخی کردن من با درس‌هایشان است. دیشب به این حس‌های پنج‌گانه چندین حس دیگر اضافه کردیم:حس سفره‌ای [وقتی گرسنه‌ایم و باید سفره بیندازیم]، حس خوابالویی، حس جارویی [وقتی باید خانه را جارو بزنیم]، حس شانه‌ای [وقتی باید موهایمان را شانه بزنیم]، حس بولایی [زمانی که مرتضی شکلات ادامه مطلب ...
صاد
از «مومو» خوشم آمد.حربه‌ی مفید و مؤثری برای ترساندن بچه‌ها و خانواده‌ها از واتساپ! مثل همان «لولو» که مادربزرگ‌ها ما را از آن می‌ترساندند که سراغ خوراکی‌های ته انباری نرویم! مقابله با آن هم ساده است. اگر خانواده‌ها آموزه‌های تربیتی را در سطح قصه شنگول و منگول در خانه پیاده کنند، «مومو» راه به جایی نمی‌برد:در را به روی غریبه باز نکنید؛شماره غریبه را مسدود کنید؛پیام غریبه را جواب ندهید.سخت است؟ ادامه مطلب ...
از سر نوشت
بچه‌تر که بودم دنیا رو خیلی ساده‌تر و روون‌تر از این روزا تصور می‌کردم. لایه های دنیا خیلی ساده و سطحی بودن و از پیچیدگی خیلی کمی برخوردار بودن. رفتار آدم ها و پدیده ها با تابع های خیلی ساده تری مدل می شد و همه چیز هم به خوبی کار می کرد، ولی الان دیگه اون طور نیست. لایه های دنیا پیچیده تر و عمیق تر، آدم ها جدی تر و خشن تر و ادامه مطلب ...
پر باز
به دعوت برادران عزیزم در کانون خادمان ام‌ابیها (علیهاسلام) شهر مقدس قم، یک دوره آموزشی مجازی با عنوان «رشدانه۱۴۰۰» در هشت جلسه هفتگی در خدمت اولیا محترم مدارس ادبستان صدرا، یاوران ولایت و کانون فرهنگی مسجد چهارده معصوم (علیهم‌السلام) خواهم بود و درباره‌ی مدیریت رسانه‌ها در خانواده صحبت خواهیم کرد. ادامه مطلب ...
از سر نوشت
من که کلاً خیلی میل نوشتن دارم. البته نسبت به هم نسلانم این طور به نظر می آید. در روزگاری که خواندن رایج نیست، نوشتن هم رونق ندارد. برای منی که خود را اهل نوشتن می پندارد هم نوشتن بی حد و حصر نیست. یک سهمیه ثابت دارد که یا قلنبه می سرازیر می شود در وبلاگ، یا در سررسید و  یا می شود نامه هایی که این روز ها می نویسم. داستان نامه از اینجا ادامه مطلب ...
پر باز

 


کامنت‌ها بسته شده‌اند.