آخرین نوشته های اعضای باشگاه رازدل


می‌خواهم نصیحتش کنم.بغلش می‌کنم و می‌پرسم: «یه قولی به من میدی؟»چشمانش برقی می‌زد. دو دستش را روی سینه‌ام می‌گذارد و ناگهانی فشاری می‌دهد. دهانش را به خنده باز می‌کند که: «قُل دا-دم»با خودم فکر می کنم که دارد خودش را به نشنیدن می‌زند. دوباره می‌گویم: «به من قول میدی؟»دوباره با خنده دستانش را روی سینه‌ام فشار می‌دهد که: «قُل دا-دم»دوزاری‌ام تازه می‌افتد. ذهن کوچکش از لفظ «قول دادن» به فعل «هول دادن» سُر خورده و ادامه مطلب ...
صاد
دومین جلسه مادران جمعیت توسعه‌گران فضای مجازی پاک هم به شکل مجازی برگزار شد و به همراه مادران نگران و مسئولیت‌پذیر حاضر در این جلسه، درباره تدابیری صحبت کردیم که در این روزهای خاص باید برای تربیت فرزندان به کار بست. ادامه مطلب ...
از سر نوشت
در دو جلسه‌ی صبحگاهی در خدمت پدران محترم شاغل در یک مجموعه تولیدی بودم و با هم درباره‌ی شرایط جدید فرزندان در خانه و الزامات مدیریت فضای رسانه‌ای در خانواده صحبت کردیم. ادامه مطلب ...
از سر نوشت
در یک جلسه مجازی جالب در خدمت مادران محترم و مربیان گرامی در جمعیت توسعه‌گران فضای مجازی پاک (فمپ) بودم و با هم درباره شیوه‌های مدیریت کودکان و نوجوانان در فضای مجازی بخصوص در شرایط آموزشی پساکرونا صحبت کردیم. سؤالات متعدد و پرتکرار مادران گرامی در این جلسه نشانه‌ی موقعیت زمانی خطیری است که از نظر تربیت رسانه‌ای در پیش رو داریم. ان‌شاءالله که در این مسیر موفق باشیم. ادامه مطلب ...
از سر نوشت
چقدر ترسناک که آدم حس کنه معنای زندگیشو از دست داده...   ادامه مطلب ...
پر باز
خواستم یک متن تحلیلی درباره سیل گلستان و همه موارد مشابهش بنویسم. چند خطی هم جلو رفتم. ولی آن قدر ذهن و دلم پر بود که وسطش از دستم در رفت و نتواستم سیل ذهنم را کنترل کنم. رئیس ذهنم معلوم نبود کجاست و استاندارش هم خارجه است. برای همین رهایش کردم و این متن هم به گورستان مطالب نصفه نیمه پیوست. شاید یک بار دیگر که اتفاقی رخ داد که پای سلبریتی ها، مسئولین ادامه مطلب ...
پر باز

 


کامنت‌ها بسته شده‌اند.